برای مشاهده روند ساخت پروژه ها و محصولات به کانال تلگرام ما بپیوندید           
  خانه محصولات دانلود پروژه ها بحث و گفتگو وبلاگ آموزشها و مقالات تماس با ما  

  فروم khazama.com --> بحثهای متفرقه --> گفتگو با امیر شریفی کارآفرین اینترنتی جوان

  چهارشنبه 23 اسفند 96 , 10:57 AM


کاربر
FNS4565
تعداد پستها : 24
گفتگو با امیر شریفی کارآفرین اینترنتی جوان

امیر شریفی

قانون جذب، راز تغییر باورها و جذب خواسته ها می باشد. استاد امیر شریفی، مربی آموزش قانون جذب و موفقیت در ایران که به عنوان کارآفرین اینترنتی جوان در مدت زمان کمی اتفاقات بزرگی را رقم زده است، در این خصوص مطالبی را بیان کرد که در این مقاله به آن اشاره می کنم.

امیر شریفی مدیر سایت ‌های پرورش افکار و نشاط‌ آوران و چندین سایت پربازدید دیگر است. هرکسی او را ببیند، نخستین چیزی که نظرش را جلب می‌کند، صداقت و انرژی فوق ‌العاده ‌اش است، طوری که همواره با جنب‌ و جوش حرف می ‌زند و کمتر می ‌نشیند.

وقتی حرف می ‌زند کاملاً مشخص است که با صداقت کامل حرف می ‌زند و انسان محو صداقت و خاکی بودنش می ‌شود. مشخص است که کودک درون بسیار قدرتمندی دارد و به قول خودش رفتارهای کودکانه بسیاری دارد و اصلاً هم سعی در مخفی کردنش ندارد. در کل سعی در مخفی کردن هیچ‌ چیزی ندارد. می ‌گوید نقاب را دوست ندارم.

این استاد قانون جذب ثروت و قانون جذب عشق جوانی است که در چند مقطع، فقر و ورشکستگی را تجربه کرده است و امروز لقب کارآفرین موفق را به دوش می‌ کشد. زمان تعریف کردن هر چیزی اشتیاق زیادی دارد و با حرارت حرف می‌زند. بسیار عاشق است. به گفته خودش اگر عشق به انسان ‌ها را فاکتور بگیریم ۲ عشق درونی و معنوی دارد. یکی عشق به تدریس و معلمی و دیگری عشق به کشور عزیزمان ایران.

وی در زیر به پرسش ‌هایی در مورد اینکه چگونه در این سن کم تبدیل به کارآفرینی موفق شد، پاسخ داد:

* چطور شد که فکر کردید می ‌توانید کارآفرین شوید؟

 - داستانش طولانی است. اول از توانستن شروع نشد. اصلاً به توانستنش فکر نکردم. بیشتر بحث خواستن بود. همه شنیدیم که خواستن توانستن است ولی من این موضوع رو یک مدل دیگر مطرح می ‌کنم. من اعتقاد دارم وقتی انسان بخواهد اصلاً فکر نمی ‌کند که می‌تواند یا نه!‌ فقط شروع می ‌کند. البته اگر خواستن، خواستن واقعی باشد. من عاشق کارم هستم و زمانی که نشاط آوران یا سایت قانون جذب پرورش افکار را استارت زدم، نشستم و حساب کتاب کنم که می ‌شود یا نه. فقط گفتم می ‌خوام و بسم الله گفتم و شروع کردم.

* اگر موفق نمی‌شدید چطور؟

 - آنقدر در زندگی ‌ام شکست خورده بودم که نمی ‌ترسیدم (می ‌خندد). جدای شوخی می ‌دانستم موفق می ‌شوم چون وقتی ‌که به درک خوبی از قوانین موفقیت رسیدم این قوانین را درجاهای مختلفی تست کردم و ن